چالشی بزرگ به نام بی عدالتی
to succeed in criminal law we need to be a connoisseur legal adviser
لینک دوستان
 
لطفاً در مورد علم قاضى به سؤالات زیر پاسخ دهید:

الف) آیا قاضى مى تواند در مقام قضاوت به علم خود عمل کند؟

ب) در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا علم قاضى در تمام موارد حجّت است؟ (دعاوى جزایى، مدنى، حقّ الله، حقّ الناس، جرایم جنسى و غیر جنسى).

ج) آیا منظور از قاضى، قاضى مجتهد است، یا قضات مأذون غیر مجتهد را نیز شامل مى شود؟

د) آیا بین حصول علم قاضى، قبل از تصدّى امر قضا، و بعد از آن از نظر حجیّت، تفاوتى وجود دارد؟
 جواب الف تا د: علم قاضى حجّت است، مشروط بر این که از طریق حس یا مبادى قریب به حس، مانند آنچه در قضاوتهاى حضرت على(علیه السلام) آمده، باشد.
 
 
2- مستندات معتبر در علم قاضی
 
چنان چه مستند علم قاضى یکى از امور ذیل باشد، آیا از نظر شرعى حجّت است؟

1ـ اقرار یا شهادت کمتر از حدّ نصاب نزد قاضى.

2ـ گفتگوى غیر رسمى متخاصمین در دادگاه، تحقیقات محلّى و مانند آن.

3ـ محتویات و قرائن موجود در پرونده.

4ـ نظریّه پزشکى قانونى، کارشناس انگشت نگارى و مانند آن.

5ـ وجود عکس و فیلم از اشخاص در حین ارتکاب جرم، یا نوار ضبط شده از مکالمات افراد که مشتمل بر برخى اقرارها و اعترافات باشد.

6ـ استفاده از روشهاى نوین در کشف جرم، یا به کارگیرى علومى مانند هیپنوتیزم.
ما معتقدیم که اگر علم قاضى ناشى از امور حسیّه یا قریب به حس باشد، معتبر است.
 
 
۳-تعارض علم قاضی با اقرار و بینه
در هنگام تعارض علم قاضى با اقرار و بیّنه کدام مقدّم است؟
علم قاضى، در صورتى که از مبادى حسیّه یا قریب به حس حاصل شده باشد، مقدّم است.
 
 
۴- یقین به وقوع قتل با شهادت یک نفر
اگر قتلى تنها در حضور یک مرد، یا یک زن واقع شود، و بر اثر شهادت وى براى قاضى در خصوص وقوع قتل عمد یقین حاصل شود، آیا مى تواند به استناد این علم حکم صادر کند، و یا قتل فقط از طرق خاص، مانند بیّنه، اقرار و قسامه ثابت مى شود؟
احتیاط آن است که بر دیه صلح کنند. مگر آن که اولیاى مقتول راضى به کمتر از آن شوند.
 
 
۵-علم قاضی در اثبات روابط نامشروع
همان گونه که از اخبار و احادیث معصومین(علیهم السلام) استفاده مى شود شارع مقدّس در روابط نامشروع بنابر افشا و رسوایى زن و مرد ندارد. لذا طریقه اثبات اعمال منافى عفّت را چهار بار اقرار، یا شهادت چهار شاهد عادل قرار داده است; به همین جهت برخى از محاکم در این گونه جرائم بنا بر تفتیش و اثبات جرم ندارند. وظیفه محاکم هنگامى که پاى شاکى خصوصى در میان است چیست؟ آیا در این گونه موارد بر قاضى واجب است به علم خود عمل کند، یا مى تواند به علم خود عمل کند؟
شاکى حقّ شکایت دارد، و چنانچه بتواند ادّعاى خود را با دلیل شرعى اثبات نماید، حاکم باید طبق موازین شرع مقدّس به وظیفه خود عمل کند، و قاضى در این گونه موارد تحقیقات لازم را جهت احقاق حقّ شاکى انجام مى دهد، و چنانچه از مقدّمات حسّى، یا قریب به حسّ، براى او علم حاصل شود، علم او حجّت است.
 
 
۶- حصول علم برای قاضی از طریق شهادت زن
اگر قاضی از طریق شهادت زن علم حاصل کند می تواند به علم خود عمل کند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ آیا علم او در تمام مواردی که از این منشأ حاصل می شود (دعاوی جزایی، مالی، حق الله و حق الناس) حجت است؟
در صورتی که قاضی از این طریق یقین حاصل کند علم او حجت است.

موضوعات مرتبط: استفتائات فقهی و قضائی
[ سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ] [ ۲۳:۳۱ بعد از ظهر ] [ مجید صحرایی صومعه ]

فردى را پس از قتل مى سوزانند، به گونه اى که تمامى بدنش به جز چند قطعه استخوان، تبدیل به خاکستر مى شود! با توجّه به این که تمامى بدنش از بین رفته، آیا باید براى تک تک اعضا و جوارح ظاهر و داخل ارش تعیین گردد؟ در صورتى که جواب مثبت باشد، ارش معیّنه چه میزان بیشتر از ارش دیه کامل جنایت بر مرده است؟

جواب: در صورتى که جسد را یکجا سوزانده باشند دیه آن تنها یک صد دینار است; ولى اگر آن را در چند مرحله سوزانده باشند، دیه اعضا اضافه مى شود. و اگر عضوى دیه نداشته باشد، ارش به آن تعلّق مى گیرد.

 

الف) آیا سوزاندن کامل بدن میّت دیه دارد؟

ب) در صورت مثبت بودن پاسخ، میزان آن چقدر است؟

ج) در فرض فوق، آیا جانى علاوه بر دیه، تعزیر نیز مى شود؟

د) در موارد وجوب دیه، آیا بین عمدى و غیر عمدى بودن جنایت تفاوتى هست؟

هـ) آیا در مقدار دیه، بین میّت زن و مرد تفاوتى وجود دارد؟

جواب: ارش دارد; ولى ارش آن کمتر از دیه کامله جنایت بر میّت (یک صد دینار) نیست. و فرقى بین زن و مرد نمى باشد; ولى در صورت عمد، تعزیر نیز دارد.


موضوعات مرتبط: استفتائات فقهی و قضائی
ادامه مطلب
[ یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۳:۴۹ بعد از ظهر ] [ مجید صحرایی صومعه ]

 

 سوال:آیا می‌‌توان در ضمن عقد نکاح شرط کرد که حضانت بچه‌ها در صورت وقوع طلاق، به مادر واگذار شود؟

 جواب:

شرط مزبور با توافق زوجین، صحیح است.

جوادی آملی ٢٢/٣/٨١

سوال:آیا می‌‌توان در ضمن عقد نکاح شرط کرد که زن حق طلاق داشته باشد؛ نه مرد؟ آیا این شرط سبب بطلان عقد نمی‌‌شود؟

جواب:

 ۱/ شرط عدم حق طلاق برای‌ زوج (مرد) یا شرط ثبوت حق طلاق ابتداءً برای‌ زن صحیح نیست.

۲/ شرط وکالت زن از طرف شوهر برای‌ طلاق نافذ است.

جوادی آملی ٢٢/٣/٨١

سوال:آیا می‌‌توان در ضمن عقد نکاح شرط کرد که محل سکنا به زن واگذار شود؟

جواب:

 شرط مزبور صحیح است.

جوادی آملی ٢٢ /٣/٨١

سوال: آیا می‌‌توان در ضمن عقد نکاح شرط کرد که مرد زن را طلاق ندهد؟

جواب:

 شرط عدم اِعمال حق طلاق، نافذ است.

جوادی آملی ٢٢/٣/٨١


 

موضوعات مرتبط: استفتائات فقهی و قضائی
[ شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۲:۴۳ بعد از ظهر ] [ مجید صحرایی صومعه ]
درباره وبلاگ

به نام خالق عدالت.
مجید صحرایی صومعه هستم. دانش آموخته رشته حقوق میباشم.
امکانات وب